زیباست آسمان توراپرکشیدنم
ممکن نبودبی توبه دریارسیدنم
ای اتفاق ساده که منجرشدی به عشق
دیگرمخواه این همه ازخودبریدنم
وقتی که توپرنده ترین شکل ممکنی
بگذارتاشبیه توباشدپریدنم
وقتی که شب است تازه ترین شکل آفتاب
هرگزمبادروزبیایدبه دیدنم
طولانی است جاده نگفتی سفربخیر
بگذاربی نتیجه نمانددویدنم....
تنهایی
خۆشهویستی
ئاخرین ههناسهی چاوانت
بۆته پڵهههورێکی نازبهسهردڵما
نهدئهکا نه لا ئهچێ نه با ئهی با
ئێستا من بێدهنگ،دهنگیش بێ دهنگه
هاتووچوودهکهن وشهی رهنگاورنگ
له نێوان من
له نێوان بێدهنگ!!! ژیژو
دلم بیزار و خود بیزار از این دل
منم درمانده ای بیمار از این دل
به جانم اتشی زد کار این بخت
الهی دست غم بر دار از این دلاولین فرصتی که خوندی یه چیزی بگوبلکه این دل دیونم کمی آروم شه...منتظرت هستم....جوجو![]()
پاییز بی صدا گریه می کرد
و صورتش به آرامی , لابلای برگ های خیس پنهان می شد.
باور می کنی ؟
این روزها از سایه های جنوب تا آفتاب شمال
رنگ ها هم شاعر می شوند
نکند صبر یک فریب بزرگ باشد!
سالهاست با غوره ها کلنجار میروم...
حلوا نمیشوند................
می خواهم همه دنیا باشم
در آغوش تو
می خواهم همه دنیایم
آغوش تو باشد
آقای من
دنیایم را از من نگیر!!!
|
هرگز نمی توان با انداختن سنگ های پی در پی تصویر ماه را از حافظه آب پاک کرد پس هیچ وقت فکر نکن از یادم رفته ای...
|
بــه انتظار می نشینم که بیایی
تا این سکوت و تنهایی به پایان رســد..
- خیلی بهت علاقه دارم سراینکه صاف ساده...اومدی گفتی میخوامت بی کلاس وبی افاده...سرتوجونمومیدم سراخلاق های خاکیت...روی اعتمادچشمات میخورم قسم روپاکیت.... خیلی دوستت دارم ژیژوجونم...
جوجو خوشکلم ...میدونی داره بارون میاد چه بارونی...انگاراسمون هم از دلم خبر داره مثل اسموون دلم ابریه وبارونی...
لیلی لیلی...
پرسیدند چه میکنی؟
گفت چون میسر نیست من را کام او ...
عشق بازی میکنم بانام او ...
كاش ميدانستي شوق ديدار تو در سر دارم كاش ميدانستم كه اگر باز گويم با تو چه پاسخ داري .كاش ميدانستي من از اين فاصله ها بيزارم كاش ميدانستي......